آكى ئو كازاما ( مترجم : هاشم رجب زاده )

56

سفرنامه كازاما ( فارسى )

رضا شاه بر خلاف ظاهر پرهيبتش صدايى نرم و نازك داشت . اگر چشم‌ها را بسته و فقط صداى سخنش را شنيده بودم ، گمان مىكردم كه زن جوانى ، هيجده - نوزده ساله ، حرف مىزند . شنيده‌ام كه بيسمارك « 1 » و ولينگتون « 2 » هم صداى نازكى داشته‌اند . هيچ تصوّر نمىكردم كه اعليحضرت رضا شاه كه پيشتر سردار لشكرى بامهابت « 3 » بود و ( سران و سربازان ) قواى سه‌گانه را تشويق يا توبيخ مىكرد ، صدايى چنين نرم و نازك داشته باشد . اثر نخستين ديدار ايرانيان ، مانند چينيان ، ادبيات بسيار زيبا و لطيف دارند ، و نيز زبانى كه در بيان از معنى فرا مىرود . ايرانىها ، چند دقيقه‌اى كه با هم به صحبت مىنشينند ، خوشتر دارند كه از ابيات شاعران و امثال رايج در سخن خود بياورند . بسيارند خدمتگارها هم كه به زبان ادبى يا لفظ قلم حرف مىزنند . با اينهمه ، رضا شاه بىمكث و آسان و روان سخن مىگفت . رفتار و گفتارش طبيعى و بىتكلّف بود . به سابقه سه سال

--> ( 1 ) . اوتو فورست فون بيسمارك Oto Furst fon Bismark معروف به « صدر اعظم آهنين » ( 98 - 1815 ) . سياستمدار آلمانى ، موجد امپراتورى آلمان ، نخست‌وزير پروس ( 90 - 1862 ) صدراعظم ( 90 - 1871 ) . در نتيجه سياست اقتصادى جديد بيسمارك ، تجارت و صنعت مستعمرات آلمان توسعه يافت . . . بيسمارك كه وحدت آلمان را با جنگ تأمين كرده بود كوشيد كه آن را با صلح استوار سازد . . . آلمان را در 1879 با اتريش و در 1882 با ايتاليا متحد ساخت . . . » ( مصاحب . دائرة المعارف ) . ( 2 ) . آرتور ولزلى دوك دو ولينگتون Arthur Wellesley duc de Wellington سردار و سياستمدار انگليسى ( 1852 - 1769 ) در سالهاى 1809 تا 1813 فرماندهى جنگ معروف به شبه‌جزيره را داشت و فرانسويان را بيرون راند . در نبرد واترلو Waterloo ( 1815 ) ناپلئون اول را شكست داد ، و در 30 - 1828 به نخست‌وزيرى رسيد . در سال 1842 مقام فرماندهى كل سپاه براى تمام عمر يافت . » ( مصاحب ، دائرة المعارف ) . ( 3 ) . كازاما در اينجا اصطلاح ژاپنى « اونىشوگون » ، به معنى سالار ديو ، را آورده ، كه مراد از آن امير يا فرمانرواى ترس‌انگيز و باهيبت است .